حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير
آرشيو وبلاگ
  • آبان 1392
  • فروردین 1391
  • اسفند 1390
    جام جم آنلاين: اين مطلب را كلاً به عنوان يك مقدمه و ديباچه اوليه براي ورود به بحث بسيار استراتژيك و اساسي توليد ملي محصولات فرهنگي و هنري براي كودكان و نوجوانان در نظر بگيريد.

    موضوع بسيار پيچيده و بحث بسيار مفصل‌تر از آن است كه در چند كلمه و جمله و صفحه بشود به آن پرداخت و ادعا كرد حق مطلب به جا آورده شده است.

    اما از آنجا كه نمي‌خواهيم اسم اين بچه را رستم بگذاريم و بعد بترسيم كه صدايش كنيم، سر حرف را از جايي باز كرده‌ايم تا بهانه‌اي شود براي گفت‌وگو و تبادل نظر صاحب نظران و دلسوزان اين عرصه. تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.

    حدود 20 ميليون نفر از جمعيت كشور را كودكان و نوجوانان زير 17 سال تشكيل مي‌دهند. اين يعني 28 درصد كل جمعيت كشور.

    اگرچه در ادبيات جمعيت‌شناختي و محاسبات و برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي و سياسي براي اين گروه سني، حساب خاص باز مي‌شود، اما به يقين از منظر فرهنگي و پرورشي، موضوع از اهميتي ويژه برخوردار است.

    جمعيت‌شناسان معتقدند جامعه ايراني در مرحله جواني است و دوره گذار به مرحله ميانسالي اين جامعه در پيش است.

    جامعه امروز ايران بعد از انقلاب اسلامي، داعيه‌دار اسلام انقلابي و تفكر شيعي و احياي تمدن اسلامي است.

    برنامه اين جامعه براي مهم‌ترين بخش تشكيل‌دهنده جمعيت خود چيست؟ غير از نظام آموزش رسمي كشور كه با چالش‌ها و مسائل ريز و درشت خود روبه‌روست، ديگر چه برنامه و نظام محتوايي و تربيتي مبتني بر فرهنگ اسلامي ـ ايراني و ارزش‌هاي مذهبي و سبك زندگي ايراني ـ اسلامي به صورت مدون و مشخص نگاشته و طراحي شده است و كدام نهاد يا سازمان يا اداره يا مؤسسه در حال توليد محتوي و محصولات فرهنگي و هنري و ادبي است؟ اگر مؤسساتي هست ـ كه البته هست ـ توليدات آنها چه سهمي از بازار محصولات فرهنگي و هنري و ادبي كشور را به خود اختصاص داده است؟

    بررسي وضع موجود در چند زمينه شاخص مثل اسباب‌بازي، كتاب، فيلم و انيميشن، بازي‌هاي رايانه‌اي و بازي‌هاي الكترونيك نشان خواهد داد نظام فرهنگ و هنر ما چه زمينه مساعد و مهمي را در اختيار بيگانگان قرار داده كه هر چه دارند و مي‌خواهند در آن بكارند و درو كنند و پيدا كنيد و پيدا كنيم زمان و مكان روزي را كه قرار است با اين اوضاع به چشم‌اندازهاي آرماني ترسيم شده برسيم.

    چه بايد كرد؟

    شايد بتوان بهترين راه را براي رفع اين مشكل، طراحي نظام توليد محصولات ملي براي كودكان و نوجوانان كشور دانست. اما بايد‌ها و نبايد‌هاي اين نظام چيست و از كجا بايد شروع كرد؟ موارد زير بخشي از اقداماتي است كه براي شروع كار لازم است:

    صنعتي كردن توليد محصولات براي كودكان و نوجوانان

    به نظر مي‌رسد وقت آن رسيده كه توليد محصولات فرهنگي و هنري را به طور كل و توليد محصولات براي كودكان و نوجوانان را به طور خاص به سمت صنعتي شدن پيش ببريم.

    مهم‌ترين ظلم را به حوزه توليد محصول هنري، آن زمان روا مي‌داريم كه خط پررنگ و ضخيمي بين فرهنگ و اقتصاد مي‌كشيم. مدت‌هاست هر كار غيراقتصادي و حتي ضد اقتصادي را با برچسب فرهنگي شناسايي كرده‌ايم.

    در ادبيات برنامه‌ريزي و بودجه‌نويسي، پولي را كه به امور فرهنگي اختصاص مي‌دهيم، مترادف با هزينه قطعي مي‌گيريم و آن را بدون درآمد و بي‌بازگشت تلقي مي‌كنيم.

    در حالي كه چنين نيست و اين موضوع بديهي را بايد جا‌به‌جا حتي براي وجدان خودمان اثبات كنيم. اگر دوره گردش عمليات را در توليدات و خدمات فرهنگي و هنري بدرستي شناسايي و احصا كنيم، ديگر هيچ كار و محصول و خدمت هنري را مساوي با هزينه قطعي و بي‌بازگشت نخواهيم دانست.

    لازمه اين كار، پوشاندن لباس صنعت به حوزه توليد محصولات فرهنگي و هنري است. ادبيات صنعتي مي‌تواند مسيرهاي بازگشت سرمايه و حتي ميزان سودآوري كالاها و خدمات هنري را به ما نشان دهد.

    شناسايي مزيت نسبي توليدات داخلي

    ذائقه هر مخاطبي با محصولات و توليدات فرهنگي و هنري برگرفته از آداب زندگي و فرهنگ همان مخاطب سازگار است. بر همين اساس، ذائقه و خواسته مخاطبان ايراني با محصولات برگرفته از فرهنگ ايراني هم‌راستا و اساساً توجه به محصولات خارجي كاملاً از سر ناچاري است. همچنان كه ذائقه يك مخاطب آمريكايي با محصولات هنري آمريكايي سازگارتر است.

    هر جا هم كه استقبالي از محصولات خارجي مي‌شود، مربوط است به اين كه ميدان را خالي گذاشته‌ايم و خارجي‌ها وارد شده‌اند و گذشت ساليان، خود به ذائقه‌سازي منجر شده است.

    اما در مجموع، نظرسنجي‌هاي صدا و سيما مثلاً در مورد فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني و نيز نحوه سلوك مخاطبان سينما با فيلم‌هاي سينمايي در طول تاريخ سينماي ايران نشان مي‌دهد تماشاگران به طور كلي فيلم‌هاي ايراني را بيشتر مي‌پسندند و دوست دارند.

    در حوزه صنعت هنري، روان‌شناسي مخاطب ايراني را بايد از نحوه سلوكش با صنايع دستي و مثلاً فرش ايراني مورد توجه قرار داد و نه مثلاً با صنعت اتومبيل‌سازي يا بايد سلوك ايرانيان را با غذاهاي ايراني و نحوه رفتارشان را با غذاهاي خارجي بررسي كرد. ايرانيان، غذاي ايراني را ترجيح مي‌دهند.

    فيلم و داستان ايراني مثل برنج ايراني است. آيا در ايران كسي هست كه برنج خارجي را به برنج ايراني ترجيح دهد؟ (پال اسپراكمن، مترجم آمريكايي كتب حوزه هنري مي‌گفت: ايراني‌ها پيتزا را هم ايراني كرده‌اند. آنچه شما به اسم پيتزا مي‌خوريد، هيچ ربطي به پيتزاي ايتاليايي ندارد!)

    طبيعي است كه بايد در طراحي توليد محصولات هنري به مزيت نسبي آنها كه ايراني بودن آنهاست، توجه كنيم. استقبال مخاطبان كودك و نوجوان از آثار انيميشن ساخته شده ايراني (مثل شكرستان) كه اقتضائات هنري و فني اين صنعت را رعايت كرده‌اند، نشان مي‌دهد در بازار رقابت با محصولات خارجي، وضع ما با فاصله زيادي از رقباي خارجي بهتر است.

    ادبيات، تاريخ، فرهنگ، باورها، زبان و مولفه‌هايي متعدد از اين نوع، محصول ما را نسبت به مشابه خارجي آن برتري مي‌دهد. چه قدر به اين داشته‌ها توجه كرده‌ايم؟!

    به عنوان يك مورد دم دستي، پشتوانه توليدگران ادبي ما را اگر بخواهند در حوزه ادبيات داستاني يا حكمت‌هاي برگرفته از متون كهن كار كنند، در نظر بگيريد. واقعا غير از اين كه فرهنگ و ادبيات ايراني را با برچسب‌هاي «غني» و «قابل افتخار» و «ماندگار» به موزه‌ها سپرده باشيم، چه بهره قابل اعتنايي از آنها برده‌ايم؟

    لزوم توجه به مطالعات و پژوهش‌هاي زيرساختي

    يكي از مهم‌ترين مطالعات زيرساختي، مطالعات ناظر به وجه صنعتي و تجاري محصولات فرهنگي و هنري است. امروز صنعت سرگرم‌كننده را يكي از پر‌درآمد‌ترين صنايع مي‌شناسند.

    اما از اين اطلاعات سطحي كه بگذريم به جرأت مي‌توان گفت كمترين اطلاعات توليدي در زمينه شناخت و مطالعات بازار محصولات و سرگرمي‌هاي كودكان در ايران موجود نيست.

    حجم گردش سرمايه، مطالعات دقيق ذائقه‌سنجي، مطالعات سنجيده در باب تعريف گروه‌هاي سني، سهم تك‌تك محصولات متنوع از بازار داخلي، نقش بازيگران عمده تجاري (و حتي تعداد آنها و نام و نشان 10‌ تا از مهم‌ترين‌شان) در كدام بانك اطلاعاتي مضبوط است؟ چه نهاد يا جايگاهي در حال رصد محصولات ورودي به كشور است و حتي به صورت آفلاين امكان ارائه اطلاعات اوليه را دارد؟ اطلاعات شبكه توزيع در كجاست؟ فعالان اين حوزه كيستند؟ سهم هر كدامشان در تامين نياز بازار چقدر است؟

    نكته: استقبال مخاطبان كودك و نوجوان از آثار انيميشن ساخته شده ايراني (مثل شكرستان) كه اقتضائات هنري و فني اين صنعت را رعايت كرده‌اند، نشان مي‌دهد در بازار رقابت با محصولات خارجي، وضع ما با فاصله زيادي از رقباي خارجي بهتر است

    اينها سوالاتي ظاهرا ابتدايي است كه بسادگي به جواب مناسب نمي‌رسد. واقعا آنقدر كه در زمينه محصولات دارويي يا غذايي براي كودكان كار و مطالعه شده، يك صدم آن در زمينه نيازهاي روحي و رواني و نحوه توليد محصول هنري و سرگرمي براي كودكان كار نشده است. در بخش زيادي از نيازها كه تازه بايد به دنبال اختراع چرخ باشيم!

    يكي ديگر از مهم‌ترين مطالعات زيرساختي، نحوه تفكيك گروه‌هاي سني و تعيين گروه مخاطبان يك محصول هنري يا ادبي است. روشن است كه امروز ديگر نمي‌توان بر مبناي تقسيم بندي‌هاي سني و تحصيلي 40 سال پيش براي محصولات فرهنگي تعيين مخاطب كرد.

    روش جايگزين چيست و كدام مطالعه و پژوهش جدي در اين زمينه انجام شده كه خروجي‌اش امروز به كارمان بيايد؟

    توجه به رويش و پايش نيروي انساني

    هنرمندان و توليدگران حوزه صنعت هنري كودك و نوجوان، علاوه بر تخصص‌هاي مرسوم فني و هنري بايد با روان‌شناسي و علوم تربيتي مخاطبان خود آشنايي كامل داشته باشند. كي و كجا و چگونه در حال جذب و پرورش و آموزش اين هنرمندان هستيم؟

    بازارسازي، بازاريابي، بازارداري و بازارپايي

    قبول داريم كه بازار محصولات و سرگرمي‌هاي كودكان در دست ما نيست. اما به همين موضوع هم مي‌توان از وجه مثبت نگريست.

    از وجهي كه به ما كمك كند با بررسي سير تصرف بازار و شيوه‌شناسي بازارسازي و بازارداري بيگانگان در اين زمينه به الگوهاي بومي و منطقه‌اي خودمان برسيم. امروز ديگر همه‌مان مي‌دانيم مثلاً شخصيت عروسكي‌اي كه در دست كودك ماست، چه مسيري را از منظر توليد و تجارت محصولات هنري طي كرده و از كدام دروازه‌هاي فرهنگي و هنري وارد خانه هايمان شده است.

    برايمان روشن است كه وقتي كودك را از طريق يك كتاب تصويري يا يك فيلم انيميشن يا يك بازي رايانه‌اي با آن شخصيت آشنا كرديم (شخصيتي كه طراحي رفتار و گفتار و اعمالش طوري است كه خود را به دنياي ذهن و درون كودك تحميل مي‌كند) خواست غريزي او را در به دست آوردن اين عروسك تحريك كرده‌ايم. اين راه طي شده را ما هم مي‌توانيم با الگوهاي خودمان برويم.

    در عرصه‌اي ديگر، شهرك‌ها و سرزمين‌هاي شادي و سرگرمي كه در ابعاد بسيار بزرگ در كشورهاي مختلف تأسيس مي‌شوند، بخشي از فعاليت بازارپايي است.

    سرنخ خيلي از جريان‌هاي ترويجي هنري و فرهنگي در اين شهرك‌ها ديده مي‌شود. در ايران، نمونه‌هاي كوچك موجود، مملو از دستگاه‌ها و بازي‌ها و برنامه‌هاي صد در صد خارجي است. طراحي و ساخت شهربازي‌هاي ايراني لازم است در دستور كار ما قرار گيرد.

    حلقه ديگر بازارپايي و بازارداري، فروشگاه‌هاي بزرگ عرضه محصولات براي كودكان است كه به جرأت مي‌توان گفت حتي يكي از آنها را در كشورمان نداريم.

    حداقل دستاورد اين بررسي اين است كه مي‌توان مسير مشابه را با محصولات و فرهنگ خودي طي كرد و به جواب رسيد.

    لزوم توليد انبوه و متنوع محصولات جانبي

    امروز كارشناسان و فعالان حوزه سرگرمي‌هاي كودكان پذيرفته‌اند بازار، حوزه تأثير و درآمد اقتصادي و فرهنگي محصولات جانبي‌اي كه بر اساس فيلم‌ها و داستان‌ها و انيميشن‌ها توليد مي‌شوند، بيش از خود اين فيلم‌هاست و روشن است در طراحي پلان تجاري توليدات هنري، سهم قابل توجهي از درآمد و سود را متوجه محصولات جانبي مي‌دانند.

    طراحي و توليد يك فيلم انيميشن كه هنوز با همه نوآوري‌هاي فناورانه جزو گران‌ترين توليدات در صنعت هنري است، نقطه آغاز يك فعاليت پرسود تجاري و يك اقدام شديدا موثر فرهنگي است كه با ارائه محصولات متنوع جانبي تكميل مي‌شود.

    يك فيلم را مي‌توان به بخش زرهي نيروي مهاجم تشبيه كرد و محصولات جانبي آن را به پياده نظام پشت سرش كه در اصل، ورود و استقرار پياده نظام است كه تصرف يك موقعيت را معنا و واقعيت مي‌بخشد.

    نقش رسانه‌هاي فراگير

    در پرديس اقدامات و فعاليت‌هاي صنعت هنري كودك و نوجوان، به كارگيري رسانه‌هاي فراگير مثل تلويزيون و فضاي سايبر و مطبوعات و تبليغات محيطي، يك اقدام راهبردي است.

    در مثال اين يادداشت، فيلمي كه ديده نشده و داستاني كه در شمارگان انبوه خوانده نشده، عملا نمي‌تواند سوژه محصولات جانبي بعدي باشد.

    اينجاست كه رسانه‌ها و آثار هنري نقشي تعاملي در ربط با يكديگر پيدا مي‌كنند. آثار هنري ديده مي‌شوند چون رسانه آنها را مي‌نماياند و رسانه مخاطب مي‌يابد چون آثار را نشان مي‌دهد.

    روشن است كه رسانه‌هاي فراگير هم به عنوان مصرف‌كننده و مشتري عمده محصولات و هم به عنوان مروج و جريان‌ساز همين محصولات، جايگاهي بلند بالا مي‌يابند.

    معني اين حرف آن است كه توجه به رسانه و تعريف نقش و به كارگيري آن در صنعت هنري به طور كل و صنعت سرگرمي كودكان به طور خاص، يكي از مراحل اصلي و كليدي است.

    خلاصه

    در پايان اجازه بدهيد يك بار ديگر آنچه را گفتيم به شكل خلاصه مرور كنيم تا حاصل بحث روشن شود.

    بشدت نيازمند طراحي نظام توليد محصولات فرهنگي و هنري ملي براي كودكان و نوجوانان كشور هستيم.

    لازم است نگرش موجود به اقتصاد هنر اصلاح شود. فعاليت فرهنگي و هنري لزوما غيراقتصادي نيست.

    توليد محصولات را در چارچوب‌هاي صنعتي با همه اقتضائات و ملزومات آن تدارك كنيم.

    روي مزيت نسبي توليدات ايراني در جلب مخاطب و تضمين اقبال مردمي حساب ويژه باز كنيم.

    به نقش و سهم واقعي نيروي انساني متخصص، پژوهش زيرساختي، بازارسازي و بازاريابي توجه كنيم.

    در طراحي پلان تجاري و نقشه راه توليدات، جايگاه محصولات جانبي را دست كم نگيريم.

    از ابتدا به فكر تعريف نقش براي رسانه‌هاي فراگير و بهره‌گيري عملياتي از آنها باشيم.

    محمد حمزه‌زاده - معاون هنري حوزه هنري





     







    پيوندها
 
 
بالاي صفحه